Take a fresh look at your lifestyle.

چرا هندی‌ها به مدیران ارشد فناوری بدل شده‌اند؟

به گزارش تراز اقتصاد، هندی‌ها از خاکستر سال‌های جنگ و دوران استعمار بریتانیا برخاسته اند و در حال فتح جهان هستند، جهان فناوری اطلاعات. اگر سده‌های گذشته نادرشاه به هند یورش برد و غنایم بزرگی همچون الماس‌های کوه نور و دریای نور را از آن‌ها به غنیمت گرفت، پیشرفت تکنولوژیک هند و تربیت هزاران مهندس در زمینه فناوری اطلاعات حالا الماسی را برای آن‌ها به ارمغان آورده که غنیمتی ارزشمند برای آن هاست.

به مدیران شرکت‌های مایکروسافت، گوگل، نوکیا، سافت بانک، سن دیسک، گلوبال فاندریز و ادوبی سیستمز نگاه کنید، ساتیا نادلا، ساندر پیچای، راجیف سوری، سانجی مهروتا و شانتانو ناراین. همه این افراد یک ویژگی مشترک با هم دارند؛ زادگاهشان، کشور هند است. آیا دلیل خاصی پشت این ماجراست؟ در این گزارش به پیشرفت خیره کننده هندی‌ها برای تصاحب کرسی مقامات ارشد سیلیکون ولی می‌پردازیم.

پاراگ آگراوال جانشین دورسی در توئیتر

چرا هندی‌ها به مدیران ارشد فناوری بدل شده‌اند؟

بهانه نوشتن این گزارش، خبر استعفای جک دورسی، یکی از سه بنیان گذار شبکه اجتماعی توئیتر و مدیرعامل آن از سال ۲۰۱۵ میلادی تا هفته گذشته بود. دورسی، طراح آمریکایی نرم افزار‌های رایانه‌ای که در سال ۲۰۰۶ میلادی توئیتر را بنیان نهاد، پاراگ آگراوال، مدیر فنی گروه را جایگزین خودمعرفی کرد. آگراوال ۳۷ ساله اهل هند است و در اکتبر سال ۲۰۱۱ به عنوان یک مهندس به توئیتر پیوست تا روی محصولات تبلیغاتی این شرکت کار کند.

او با طی مراحل ترقی در سال ۲۰۱۷ به مدیر ارشد فناوری توئیتر تبدیل شد و تصمیمات مهمی مثل حرکت به سمت غیرمتمرکز شدن با پروژه «بلواسکای» را گرفت. او از دانشگاه استنفورد مدرک PHD علوم کامپیوتر و از موسسه فناوری بمبئی هند در رشته علوم و مهندسی کامپیوتر مدرک لیسانس دارد. این دانشگاه نسل‌ها سیاستمداران و مدیران برجسته شامل پیچای و کریشنا را پرورش داده است. آگراوال قبل از پیوستن به توئیتر در AT&T، مایکروسافت و یاهو دوره‌های کارآموزی را سپری کرده است. توئیتر جدیدترین شرکت فناوری سیلیکون، ولی است که یک مدیرعامل هندی تبار را انتخاب کرده و به شرکت‌هایی مانند مایکروسافت و گوگل پیوسته است که نوابغ فناوری هندی را در رده مدیران ارشد خود به خدمت می‌گیرند. وی پس از این که برای دریافت دکترا در علوم رایانه به دانشگاه استنفورد رفت، توانست جای پایی در سیلیکون، ولی پیدا کند.

زاغه نشینی که امپراتور گوگل شد!

چرا هندی‌ها به مدیران ارشد فناوری بدل شده‌اند؟

«پیچای سانداراراجان» که به نام ساندار پیچای مشهور شده است، در دوازدهم جولای ۱۹۷۲ میلادی در شهر مادورای ایالت تامیل در هند به دنیا آمد. خانواده‌اش از نظر مالی نسبتا ضعیف بودند؛ تلویزیون و خودروی شخصی مواردی نبود که پیچای در کودکی تجربه کرده باشد. پس از اتمام تحصیل، ساندار پیچای در شرکت «مکنزی و شرکا» در واحد مشاوره مشغول به کار شد. چندی بعد با توجه به تخصص اش در متالورژی به شرکت «اپلاید متریالز» رفت.

در آن جا مدیر تولید بود تا این که سرانجام برای شغلی هیجان‌انگیز راهیِ گوگلِ جوانِ آن روز‌ها شد. درنهایت در آوریل ۲۰۰۴ برای مصاحبه به گوگل رفت؛ درست همان زمانی که این شرکت از سرویس جی‌میل (Gmail) رونمایی کرد. در آن موقع خیلی‌ها آینده خوشی برای جی‌میل متصور نبودند. چندی بعد در سال ۲۰۰۶ این پروژه اهمیت بیشتری یافت، چرا که مایکروسافت تصمیم گرفته بود بینگ را جست‌وجو‌گر پیش‌فرض اینترنت اکسپلورر کند.

ساندار پیچای همزمان با این که پروژه‌های مرورگر گوگل کروم و سیستم عامل کروم را هدایت می‌کرد مدیریت تولیدات گوگل را هم بر عهده داشت. در سال ۲۰۰۸ معاون مدیرعامل شد و همان سال مرورگر گوگل کروم را به دنیا معرفی کرد. اما در سال ۲۰۱۳ اتفاقی افتاد که مسیر رشد پیچای را سریع‌تر کرد؛ «اندی رابین» خالق و گرداننده امور اندروید گوگل، بعد از یک دهه از سمَت خود کناره گرفت. کرسی خالی به اتفاق آرا به ساندار پیچای رسید تا او تقریبا همه بخش‌های مهم گوگل از خدمات ایمیل، ابری، گوگل کروم، سیستم عامل کروم گرفته تا واحد تولید و در آخر سیستم عامل اندروید را مدیریت کند. در سال ۲۰۱۵، ساندار پیچای به عنوان مدیرعامل شرکت گوگل معرفی شد. او به دلیل عملکرد خیره کننده اش، در آخرین ماه سال ۲۰۱۹ به عنوان مدیر عامل آلفابت (شرگت مادر گوگل) انتخاب و به امپراتور گوگل بدل شد.

لیستی بلند از مدیران هندی فناوری اطلاعات

چرا هندی‌ها به مدیران ارشد فناوری بدل شده‌اند؟

ساتیا نادلا از مایکروسافت، شانتانو ناراین از «Adobe» و آرویند کریشنا از شرکت «IBM» مدیران ارشد هندی تبار هستند. سانجی مهروتا، مردی ۵۸ ساله که در سال ۱۹۸۸ به تاسیس شرکت «سن‌دیسک» کمک کرد و در سال ۲۰۱۱ به مدیر عاملی کل مجموعه رسید نیز یک مهاجر هندی است. به این‌ها باید راجیف سوری را، اضافه کرد که در زمینه مهندسی ارتباطات تحصیل کرده است و بیش از دو دهه پیش به استخدام نوکیا درآمد. وی از سال ۲۰۰۹ تاکنون سرپرستی بخش شبکه‌های موبایلی نوکیا را بر عهده دارد. از او به عنوان یکی از دلایل موفقیت شبکه‌های موبایلی نوکیا یاد می‌شود. ویویک وادها، از مدرس‌های حقوق هاروارد و نویسنده کتابی درباره ساتیا نادلا در مایکروسافت می‌گوید: «هندی بودن اکنون یک مزیت بزرگ است. افراد از ما انتظار دارند مهندسان خوب و مدیران خوبی باشیم.» این لیست آن قدر پرنام است که فضای کافی برای معرفی آن‌ها نیست.

چرا هندی‌ها به مدیران ارشد فناوری بدل شده‌اند؟

با وجود روایت‌های بالا، آیا چنین موضوعی صرفا یک تصادف بوده و خیلی اتفاقی این افراد راه خود را به بزرگ‌ترین اتاق در هر شرکت باز کرده اند؟

سیاست گذاری آموزشی در هند به ویژه در حوزه آموزش فناوری اطلاعات یکی از پایه‌های اصلی رشد این کشور در این زمینه بوده است. تصویب یک قطعنامه سیاست گذاری علمی توسط پارلمان این کشور در سال ۱۹۵۸ را شاید بتوان پایه آغاز این حرکت دانست البته سیاست‌های تمرکز بر آموزش فناوری اطلاعات در هند به خصوص در دهه ۷۰ قرن ۲۰ اوج گرفت. تا پیش از سال ۱۹۸۴، صنعت نرم‌افزار هند در چارچوب مجموعه قوانین نسبتاً سختگیرانه و بسته‌ای حرکت می‌کرد.

اما پس از انتخاب راجیوگاندی به سمت نخست وزیری، تفکر اقتصادی دولت تغییر محسوسی کرد. تا این که واجپایی در سال ۱۹۹۸ به سمت نخست وزیری هند رسید و اعلام کرد که تبدیل کردن هندوستان به یک ابرقدرت در حوزه فناوری اطلاعات باید یکی از هدف‌های اساسی کشور باشد. از آن پس، رشد آی‌تی در هندوستان به شدت افزایش یافت و سرمایه‌گذارانی که از برنامه بلند مدت دولت برای توسعه صنعتی در این حوزه اطمینان یافته بودند با انگیزه بیشتری به بسط و گسترش بازرگانی، تولید و خدمات پرداختند و در نتیجه خیلی زود مناطقی از هند و در راس آن شهر بنگلور به کانون‌های توسعه فناوری اطلاعات تبدیل شدند. تا جایی که هم اکنون از بنگلور به عنوان سیلیکون، ولی هند یاد می‌شود.

فناوری اطلاعات در هند صنعتی است که از دو جزء اصلی تشکیل شده‌است: خدمات اطلاعات و برون‌سپاری فرایند‌های تجاری. میزان صادرات نرم‌افزار‌های ساخته شده در هندوستان به بیش از ۹۰ کشور دنیا، بسیار بیشتر از فروش نفت ایران است. درآمد این کشور از صادرات آی تی در سال ۲۰۱۹ نزدیک به ۱۳۶ میلیارد دلار بوده است. هند از اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی یکی از مقاصد کم‌هزینه برای نرم‌افزار‌ها و سرویس‌های مشتریان برون‌سپاری شده بوده، یعنی از زمانی که مدل تجاری آربیتراژ (بهره گرفتن از تفاوت قیمت بین دو یا چند بازار برای کسب سود) تبدیل به راهکاری مقرون به صرفه برای شرکت‌های چندملیتی شد. از نظر تاریخی، برون‌سپاری کار‌ها به هند منجر به افزایش ثروت کشور شده و در عین حال نرخ بیکاری را کاهش داده و به شهرنشینی کمک کرده است.

گسترش فناوری به شکل‌گیری بستری پرثمر برای استارت آپ‌ها هم منجر شده. هند به تازگی به جایگاه سوم از نظر اکوسیستم استارت آپی در جهان دست یافت و اکنون ۲۶ شرکت استارت آپی دارد که هرکدام بیش از یک میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده‌اند. اگر هند بتواند به توسعه مراکز شهری خود و همین طور ایجاد فرهنگ کارآفرینی سیلیکون، ولی ادامه دهد، می‌تواند در جایگاهی عالی برای تبدیل شدن به یک هاب فناوری باشد. شهر بنگلور در جنوب و گورگان در شمال شهر‌هایی تکنولوژیک و نشانه‌ای از شهرنشینی سریع در هند هستند.

«بنگلور» قبلا در فهرست نماد‌های شهری سال ۲۰۱۷ به عنوان پویاترین شهر جهان، براساس شاخص‌هایی مثل فناوری و ابداعات شناخته شده بود. شهر گورگان از یک برهوت کشاورزی تبدیل به شهری با دریایی از آسمان‌خراش‌ها شده. شرکت‌های چندملیتی مانند گوگل، فیس بوک، اوبر و TripAdvisor و همین طور کسب‌وکار‌های محلی به راحتی جذب این شهر شده‌اند. گورگان ضمنا حالا هابی برای سرویس‌های مختلف، از نرم‌افزار و ابزار‌های مالی گرفته تا مشاوره شده است. یک تحقیق بر اساس ویژگی‌های فرهنگی از سوی دانشگاه نیوهمپشایر، مدیران آمریکایی را با مدیرانی که از کشور هند آمده اند مقایسه کرده است. بر اساس همین تحقیقات، مشخص شده که به دلیل ویژگی‌های رهبری که در مدیران هندی وجود دارد، تعداد بیشتری از آن‌ها توانسته اند راه خود را به بالاترین مقام‌ها باز کنند. در تحقیق یاد شده آمده است که مدیران هندی آینده نگرتر هستند و ترکیب جالبی از فروتنی و حرفه‌ای گری را می‌توان در شخصیت کلی آن‌ها یافت.

مدیران هندی که اکنون در شرکت‌های تکنولوژیک حکمرانی می‌کنند، در بیشتر موارد جزو موسسان نبوده اند بلکه بعدا به شرکت وارد شده و سپس راه خود را به مراحل بالاتر باز کرده اند. هند اکنون با سرعت هرچه بیشتر در حال تربیت و آموزش مهندسان آینده خود است. وبسایت کوارتز در گزارشی می‌نویسد، والدین و مربیان معتقدند در کشوری مانند هند که سیستم آموزش و پرورش با کمبود نوآوری، زیرساخت‌ها و برنامه‌های درسی قدیمی درگیر است، برنامه‌نویسی روش خوبی برای معرفی کودکان به تفکر منطقی و حل مسئله محسوب می‌شود. همچنین داشتن چنین مهارت‌هایی، آن‌ها را برای بازار کار آماده می‌کند؛ چرا که علوم داده و کامپیوتر بازار کار را تحت سلطه خود درآورده‌اند.

منبع: خراسان

انتهای پیام/

تبلیغات

تبلیغات

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.